یک اتفاق شنیدنی در ارسال خبر و برداشت شنیدنی ترآن در باره عباس (شهرام ) ناساری وبقیه ماجرا …

0

یک اتفاق شنیدنی در ارسال خبر و برداشت شنیدنی ترآن در باره عباس (شهرام ) ناساری وبقیه ماجرا …

nasari_4_-

خانه خبرمازندران(عباس ناساری) : چند روز پیش بنده حقیر که مثل جوانان امروزی ودوستان همکارم ، کار با تلگرام ، اندروید ، (وایبر ) و امثال آن آشنائی زیادی نداشتم ، اقدام به نصب پدیده تلگرام در کامپیوتر خود نمودم واین سرآغاز اتفاقات یادشده فوق برای بنده حقیر شد .

داستان از این قرار بود  برای اینکه از هزینه پیامک های سامانه پیامکی خود بکاهم اقدام به نصب تلگرام در دستگاه کامپیوتر نمودم و بعداز کلی پرس وجو و تماس گرفتن با دوستانی چون مهدی رضی مدیریت محترم پایگاه خبری ( مازنداسپرت ) ، بچه های فامیل و کارکنان ومدیران مخابرات سابق قائمشهر ، سرانجام موفق به نصب وراه اندازی آن شدم واز آنجائیکه در ساختن (باکس) یا همان گروه تلگرامی مثل جوانان امروزی اطلاعات چندانی نداشتم بسیار سخت و با صرف ساعتها وقت موفق به وارد کردن حدود ۵۰۰شماره دوستان ومسئولان اجتماعی ، ادارات شهرستان ومازندران   بویژه ورزشدوستان شدم .

بهرتقدیر ، سرشمارا درد نیارم بعد از گذشت ۲  روز  تازه متوجه شدم که ای دل غافل اگر دیگر دوستانی که در باکس یا همان گروهی که درست کردم وارد شوند قادر خواهند بود که به تلگرام دیگر دوستان و مسئولان  نیز وارد شوند که این از نظر من بسیار ناخوشایند بود .

از اینرو بلافاصله دیروز صبح ( شنبه ۹۵/۱/۷) کلیه شماره های وارد شده به تلگرام و کلا نرم افزار تلگرام را از صفحه خود پاک نمودم و درپی آن نفسی راحت کشیدم .

داستان دراینجا تمام نمی شود و برای اینکه برای نشرخبر درگذشت ناگهانی سرهنگ احمد رحمانی واسوکلائی رئیس سابق اماکن شهرستان جویبار  یار همیشگی تیم شهیدکریمی و دوست بسیار صمیمی حاج حسین عشقی  مالک باشگاه را اطلاع رسانی کنم با گوشی خود اقدام به نشر خبرفوق ازطریق پیامک نمودم  وهمین مهم سرآغاز داستان های بعدی شد که بشرح زیر از نظرتان خواهد گذشت .

متن این پیامک بدین شرح بود

خانه خبرمازندران(عباس ناساری) : درگذشت نابهنگام همراه همیشگی تیم شهیدکریمی جویبار + و…

یک دقیقه بعد از ارسال این پیامک ، پهلوان  کوروش علیزاده قهرمان کشتی ایران وجهان ومسئول تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر  به گوشی من زنگ زد و بعد از تماس ، بی درنگ وهراسان گفت : آقا شهرام خودتی ؟ حالت خوبه؟

که من گفتم  : بله خوبم سال نومبارک .

بعد آقا کوروش با عصبانیت گفت :  بابا تو منو  که درجمع دوستان ورزشی هستم داغون  کردی ، این چه پیامک بود ؟ ما نصفه عمر شدیم !

 که البته این عکس العمل از سوی آقا کوروش از روی دوستی وعلاقه به بنده حقیر بود.

درجواب کوروش گفتم : کوروش جان من درست نوشتم ، تواز ترس اینکه برام اتفاقی افتاده باشد هراسان شدی و با عجله به گوشی من زنگ زدی .

هنوز صحبتم با کوروش تمام نشده بود که گوشی خانم بنده ( خواهر بزرگ ابوالفضل مزدستان عضو سابق تیم فوتبال ملوان بندرانزلی ومربی سابق تیم نساجی مازندران ) زنگ خورد و خواهر خانم بنده  از طرف  همسر آقای نبی زاده داور فوتبال قائمشهر ومازندران گفت آقا شهرام چطوره ؟ حالش خوبه ؟ بمن گفتند آقاشهرام ناساری مرده !

خانمم که از اصل قضیه مطلع بود با خنده بخواهرش گفت ، حال آقاشهرام خوبه چطورمگه ؟که داستان پیامک تکرار شد.

آقای مسعودطلائی پور باجناق عزیز بنده ( هنرمند صدا وسیمای مازندران وکشور که بیش از ۱۰ فیلم سینمائی بلند در کشور اجرای نقش نموده )  که شاهد ماجرا بود ، اشاره داشت اگر داستان این پیامک بدین تربیب پیش برود کارت درآمده وباید تا صبح پاسخ طرفدارانت بدی،  که گفتم اگر لازم باشد در خدمت همه آنها خواهم بود .

دقیقه ای بعد یک پیامک از جانب آقای نقی مصطفی نژاد داور بین المللی فوتبال به گوشیم ارسال می شود که عین متن این پیامک بشرح زیر می آید :

روحش شاد وقرین رحمت باد . تاریخچه فوتبال و دلسوز واقعی فوتبال بود : نقی مصطفی نژاد .

حجت قاسمی لیدر نساجی مازندران  وطرفدار پروپاقرص تیم فوتبال نساجی مازندران که همیشه یک پای مسابقات فوتبال است و از حامیان و دوستداران بنده حقیر نیز می باشد تلفنی به محمد رامشگرمدیرعامل باشگاه پرسپولیس قائمشهر و دوست صمیمی بنده زنگ می زند وبا مراعات لازم می پرسد محمد جان  آقاشهرام ناساری فوت کرده ؟

که در اینجا آقای رامشگر به حجت قاسمی می گوید الان از ابوالفضل مزدستان برادر خانم آقا شهرام  می پرسم که داستان از چه قراره .

که ابوالفضل مزدستان (طبق معمول که به تمام تلفن ها با خنده وروئی گشاده  پاسخ  می دهد  ) در جواب رامشگر می گوید : بله همین چند دقیقه پیش برام پیامک فرستاد  حالش خوبه چطور مگه ؟که رامشگر با احتیاط می گوید مطمئنی که حال شهرام خوبه ؟ ابوالفضل میگوید آره بابا حالش خوبه چی شده مگه ؟ که رامشگر موضوع پیامک را می گوید.

 

چند دقیقه بعد آقای مزدستان با کمی شک وتردید به خواهرش ( خانم بنده زنگ می زنه) تا از سلامتی بنده حقیر آگاه بشه  ومی پرسه حال آقا شهرام خوبه ، راستشو بگو ؟ که خواهرش با خنده می گوید آره آقا ابوالفضل حالش خوبه و بعد  چند دقیقه صحبت با خواهرش ، با بنده نیز کلی گپ وخنده برقرار می کند.

حجت قاسمی قبل از اینکه از زبان محمد رامشگر نتیجه تماس با مزدستان  را با خبرشود  ، به یکی از دوستان و همکار قدیمی من یعنی آقای حسین خانلری که باتفاق همسرش در مشهد مقدس برای زیارت آقا امام رضا(ع) شرفیاب شده بودند زنگ می زند وموضوع را به حسین میگوید که خانلری به حجت قاسمی می گوید لطفا متن کامل پیامک ارسالی را برام پیامک کن که بعد از خواندن متن به حجت می گوید متن کاملا درست بوده وشما اشتباه متوجه شدی .

 ولی حسین خانلری به این مطلب اکتفا نمی کند وبا شک وتردید به من زنگ می زند تا صدای مرا بشنود وخیالش راحت شود .

دقیقه ای بعد من به محمدرامشگر زنگ می زنم وکلی خوش وبیش می کنیم که در این میان آقای رامشگر با ترس ولرز می گوید آقا شهرام به واله من قبل از اطمینان از سلامتی تو داشتم برایت عمر می نوشتم ( چون آقای رامشگر در کار مداحی و این قبیل کارها دستی به آتش دارد ) .

چند دقیقه بعد  ، از تنکابن آقای علی سعیدی نماینده فدراسیون فوتبال در مسابقات لیگ کشور ( که ازدوستان خوبم در دوران طلائی فوتبال مازندران بود) بمن زنگ می زند و داستان تکراری پیامک ادامه پیدا می کند و….

البته این اتفاق عجیب وبه گونه ای شیرین برای من ، این مهم حاصل شد که با توجه به حدود ۷۰ سال  که از خدا عمر گرفتم ، هنوز در جمع دوستان قدیمی وبعضا جوانان امروزی طرفدار دارم که از این بابت خدا را شاکرم که می توانم همچنان با توجه به بیماری وناتوانی جسمی در حد توانم در خدمتگذاری به جامعه ، پیشکسوتان ، ورزشکاران بویژه جوانان قدم بردارم .

در خاتمه عرض شود که مجددا با شیوه جدید وبا رعایت تمام جوانب ونکات حفاظتی ، تلگرام را  دوباره راه اندازی کردم .البته بدون گروه بندی .

 

Abbasnasari1326@gmail.com 

شماره تماس مدیر سایت : عباس ناساری  ۰۹۱۱۲۲۶۹۷۰۷ 

نظر خود را بیان کنید