تیترنگار جامعه کارگری، در پاییز آسمانی شد/ امروز دوباره حس یتیمی دارم…

0

تیترنگار جامعه کارگری، در پاییز آسمانی شد

امروز دوباره حس یتیمی دارم…

خانه خبرمازندران : یادداشی از مهرآسا جانعلی‌پور خبرنگارفعال و همکار خوبمان ..

امروز دوباره حس یتیمی دارم. دوباره غمی بزرگ قلبم را می‌فشارد و نفس کشیدن را برایم سخت کرده است. قطرات اشک امانم نمی‌دهند و بی‌محابا از هم پیشی می‌گیرند تا درد بزرگی را خبر دهند.

با وجود اینکه چندسالی بود که می‌شناختمت ولی هر روز با درد دیدمت. درد بیماری لعنتی، درد مشکلات ما جوانان رسانه‌ای، درد اتحاد، درد یک‌رنگی. در تعجبم خدا چه صبری در وجودت گذاشت که با این همه درد باز هم همه جا حرفت حرف ما بود و سخنت خواسته دل ما.

از محبوبیتت در بین جامعه کارگری که هرچه بگویم کم است و بیهوده ، چرا که آنان شما را چون پدری دلسوز و برادری هواخواه همیشه در کنار خود داشتند و امروز غم عظیمی در دل و جانشان چنگ انداخته است و دلتنگی امانشان نمی‌دهد.

دلتنگم! دلتنگ همه روزهایی که نزدت مشق خبر می‌کردم و درس صداقت پس می‌دادم.

دلتنگ خرده گرفتن‌هایت که چگونه باید با قلم، حق کارگری را از کارفرمای زورگویش ستاند.

دلتنگ همه ۱۷ مردادهایی‌ام که در قائم‌شهر، با صدای رسا و جسمی خسته سرنوشت بیمه و امنیت شغلی ما که قوت اصلی‌مان از راه خبر به‌دست می‌آمد را فریاد می‌زدی. ۱۷ مرداد امسال که نبودی بیشتر دلتنگت شدیم.

امسال که نبودی دیگر کسی نگفت با هم دوست باشیم، قدر هم را بیشتر بدانیم که دنیا دار فانی است و دو روزش به چشم برهم زدنی می‌گذرد.

در میان سالی، پیر رسانه‌ها شدی از بس که رنج و محنت کارگران و ما را به دوشت کشیده‌ای.

استاد من! وقت پریدنت حالا نبود. کارهای نیمه‌کاره‌ات بر زمین مانده. هنوز کارگران و خبرنگاران زیادی هستند که باید از حق‌شان دفاع کنی . زود است که آسمانی شوی چراکه ما هنوز با هم رفیق نشدیم. یکرنگ نشدیم.

هنوز زیرپای هم‌دیگر را خالی می‌کنیم و یاد نگرفتیم دست هم را بگیریم.

وقتی از هفته‌نامه خواستم گام را فراتر بگذارم و خود را در روزنامه محک بزنم، مانند پدری دل‌سوز سر راهم آمدی و اعتماد به نفس را برایم هیجی کردی تا قوت قلب بگیرم و قدمم را بزرگ‌تر بردارم.

همیشه برایم الگو و اسوه بودی و هرکجا که صحبت از تو بود جز خوبی چیزی برای گفتن نداشتم چراکه به من آموختی صبر، حلال مشکلات و کلید درهای بسته‌ است.

استاد درخشنده! ۱۱ آبان از امروز تا همیشه برای ما رسانه‌ای‌ها و جامعه کارگری و همه دوست‌دارانت فراموش شدنی نیست و یک روز تلخ در تقویم زندگی‌مان رقم زد، مانند ۲۱ آذر لعنتی که پدرم را با خود برد و هنوز حسرت جای خالی‌‌اش روی دلم مانده است.

استاد من! از امروز آسوده بخواب که دیگر خبری از درد و شیمی درمانی نیست. جسمت رفت ولی یاد و نامت همیشه در دل ما خانه دارد.

سخنی با مسئولان ادارات مازندران

حال سخنی دارم با مسؤولان و رؤسای اداراتی که با خبرها و گزارش‌های استاد ما دیده شده و قد کشیدند . هم‌دردی و ارسال پیام تسلیت ارزشمند است و نیکو ولی بهتر آن است که اگر فاکتورهایی از این مرحوم در بایگانی روابط عمومی اداره وجود دارد که سالها است خاک می‌خورد، به سرانجام برسد تا دینی از وی بر گردنتان نمانده باشد.

کاش یاد بگیریم ..

کاش یاد بگیریم که تا وقتی زنده هستیم و نفس می‌کشیم قدردان هم باشیم و برای به‌دست آوردن هزار تومان بیشتر، دین و ایمانمان را در کاسه حراج نگذاریم و پشت هم‌دیگر را خالی نکنیم.

استاد درخشنده! سال‌ها تیترنگار وقایع نشریه‌ها بودی و امروز کوچیدن و پرکشیدنت تیتر رسانه‌ها شد و در پاییز تنهایی که رسم کوچیدن پرنده‌های آزاد است به آسمان خدا پرواز کردی.

فرامرز درخشنده، پیشکسوت عرصه خبر و سرپرست خبرگزاری ایلنا پس از سالها تحمل درد و رنج بیماری، صبح امروز در بیمارستان حکمت ساری جان به جان آفرین تسلیم کرد.

پیکر این مرحوم ساعت ۹:۳۰ صبح فردا از مقابل مسجد جامع به سمت آرامگاه ابدی‌اش در ساری تشییع می‌شود.

روحت شاد و یادت گرامی

یادداشت: مهرآسا جانعلی‌پور

 

 

احسنت به تو خبرنگار جوان و وظیفه شناس سرکار خانم جانعلی پور که حق شاگردیت را با ادای جملاتی که از فلب واحساست شعله می زد بزبان آوردی وتحریر کردی .

باشد تا ما دوستداران فرامرز درخشنده که سادگی کلامش ، زیبائی گفتارش ، حق طلبیش برای مستضعفین جامعه و طبقه کارگران زحمتکش را بارها وبارها دیدیم وشنیدیم ، خصوصا بنده حقیر ، تشویق جامعه خبرنگاران به دوستی ویکرنگی ، حمایت همه جانبه از صنف رسانه وووو… که در این مجال ذکر همه صفات نیکش نمی کنجد ، ادامه دهنده راه او باشیم . انشالله تعالی .

 

شماره تماس,  وتلگرام مدیر سایت : عباس ناساری ۰۹۱۱۲۲۶۹۷۰۷

نظر خود را بیان کنید